قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

630

تاريخ الفي ( فارسى )

اين نيز از آنجا حاصل نمىشود و اگر بالفرض چيزى از اين مبلغ زياده شود به اخراجات ضروريهء آن ولايت مصروف خواهد شد ، امّا مشروط به آنكه آنچه مردم در شأن او مىگويند امير به آن رضا دهد . معاويه پرسيد : چه مىگويند ؟ گفت : او را از جملهء اولاد ابو سفيان مىشمارند . معاويه را اين سخن بسيار موافق مزاج افتاده گواهان اين قضيّه را طلب داشت . از جملهء آن گواهان يكى ابو مريم خمّار بود . معاويه از وى پرسيد : تو در اين باب چه مىگويى و چه گواهى دارى ؟ ابو مريم گفت : گواهى مىدهم كه شبى در طايف ابو سفيان شاهدى از من طلبيد . گفتم : به غير سميّه نمىدانم . گفت : او را بياور - و روايتى آنكه گفت : بيار سميّه را با وجود درازى پستان و بوى ناخوش و شكم بزرگ - چون سميّه را آوردم ، با او خلوت كرد . چون از صحبت فارغ شد سميّه بيرون آمد و آب منى از ميان پايهاى او مىچكيد . معاويه گفت : اى ابو مريم من تو را آوردم كه گواهى بدهى نه آنكه مرا فصيحت سازى و دشنام دهى « 1 » . و در باب علوق ، « 2 » زياد گفت آنچه گفت . بعد از اداء شهادتى چنين ، معاويه گفت : زياد ، پسر ابو سفيان ، برادر من است . امّا استلحاق معاويه و زياد بر عامهء مسلمانان بتخصيص بر بنى اميّه دشوار آمد ، « 3 » امّا بر عامهء مسلمانان [ دشوار بود ] به وسطهء آنكه اين امر در شريعت محمّدى مخفى بود نه علانيه ؛ چرا كه در ملّت بيضاء مصطفوى ، عليه و آله التّحيّة و السّلام ، ولد متعلق به صاحب فراش مىباشد نه به زانى . لهذا امام اعظم ابو حنفيهء كوفى ، رضىّ اللّه عنه ، بر آن است كه اگر شخصى در مشرق زنى را كه در مغرب است به نكاح درآورد بعد از انقضاء مدّت شش ماه كه اقّل مدّت حمل است هرفرزندى كه از آن زن حاصل شود از فرزندان آن شخص عاقد است كه در مشرق است با وجود آنكه آن زن را نديده ؛ چرا كه به مجرّد عقد صحيح آن شخص صاحب فراش شده و فرزند متعلّق به صاحب فراش مىباشد ، و زانى را سنگ است . « 4 »

--> ( 1 ) . يعقوبى اين مطالب را از زبان زياد بن ابيه نقل مىكند ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 146 . ( 2 ) . علوق : انتساب كسى به ديگرى . - و . ( 3 ) . ابن عبد البر از قول ابو بكره ، برادر مادرى زياد ، گويد : ابو بكره سوگند خورد كه هرگز با زياد سخن نگويد . و او را راندهء خاندان خود شناخت و گفت : اين مرد مادرش را زناكار كرد و از پدرش گسيخت . نه ، به خدا من اطّلاع ندارم كه سميّه ( مادر ما ) هرگز ابو سفيان را ديده باشد . واى بر او [ - زياد ] چه خواهد كرد با ام حبيبه ( خواهر معاويه و همسر پيغمبر ( ص ) ) ؟ آيا مىخواهد به حساب خواهر او را ديدار كند ؟ اگرش رو نشان ندهد او را رسوا كرده و اگر بدهد و او را بيند حرمت بزرگى از رسول خدا دريده . ( 4 ) . حديثى است از رسول اللّه ( ص ) كه از طريق ابو هريره در صحاح ستّه آمده است ؛ - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 199 زير عنوان « فرائض » ؛ صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 471 زير عنوان « رضاع » ؛ صحيح ترمذى ، ج 1 ، ص 150 و ج 2 ، ص 34 ؛ سنن نسائى ، ج 2 ، ص 110 ؛ سنن ابى داود ، ج 1 ، ص 310 ؛ سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 402 و 412 . و نيز در خصوص ديگر احاديث منقول از رسول اللّه در اين زمينه ؛ - الغدير ، ج 2 ، ص 29 به بعد .